تبليغاتX
لبیک یاخامنه ای،لبیک یاحسین است لبیک یاخامنه ای،لبیک یاحسین است


 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 12:30. - لينک ثابت


لینک ثابت-"سیاست ما عین دیانت ماست"

"سیاست ما عین دیانت ماست"یه جمله تکراری اما پر معنا.تا حالا بهش فکر کردی؟! اینجا ایران است صدای ما را از قلب جهان اسلام می شنوید! سیاست اینجا با سیاست جاهای دیگه دنیا فرق داره. شاید تو آمریکا، انگلیس یا آنگولا برای موفقیت تو سیاست کافی باشه که آدم سیاسی باشی اما تو ایران کافی نیست یعنی لازمه که یه سیاسی دیندار باشی. پس اگه دین نداری خداحافظی کن و از این وبلاگ برو چون حرف همو نمی فهمیم. اگه موندی یعنی فکر میکنی دینداری.

اما مطمئنی واقعا دینداری؟!

نتیجه ی مسلمون بودن ایمان و پیروی از خدای بزرگ و یگانه است.نتیجه ی ایمان و پیروی از خدای یگانه ایمان و پیروی از فرستاده ی خدا، پیامبر اکرمه. نتیجه ایمان به پیامبر ایمان و پیروی از جانشینان بر حق پیامبر،ائمه معصومینه. ائمه معصومین سلسله ای دارن که آخرین حلقه ی اون وجود مقدس حضرت حجته. نتیجه ی ایمان و پیروی از امام مهدی(عج)ایمان و پیروی از نائبان ایشونه.نائب ایشون یعنی ولی امر. نائب ایشون یعنی ولی فقیه. نائب ایشون یعنی علی زمان؛ امام خامنه ای.

ادعای دیندار بودن ساده است ولی دیندار واقعی بودن سخته. هر قسمت از سلسله ای رو که گفتم اگه قبول نداشته باشی دیندار بودنت یه ادعاست و مسلمون بودنت از طریق شناسنامه بهت منتقل شده! اونایی که دین نداشتن خیلی وقته این وبلاگو ترک کردن، مخاطب من تویی، تویی که خدا و پیامبر و ائمه رو قبول داری و حیفه دستهای سیاسی کثیفی باعث شده باشن ولایتو نیمه کاره رها کنی و به ولی فقیه اعتقاد نداشته باشی. اونایی که امام خامنه ای رو قسمتی از سیاست میدونن، اونم سیاستی غیر ایرانی که یه روز یه حزبش موفقه و یه روز یه حزب دیگه خیر و صلاح تو رو نمیخوان.

"سیاست ما عین دیانت ماست"مخصوصا مبحث ولی فقیه که اصلا سیاست نیستو ادامه ی ولایته!


 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 20:51. - لينک ثابت


کشتند تو را به جرم بی جرمی

 


 

شب رفتنی است و راه ما روشن

 

آیینه ی مهر و ماه ما روشن

 

تردید مکن که آفتاب این جاست

 

عباس و شریعه و عطش با ماست

 

از حرمله ها مترس ، آب این جاست

 

ما روشن و راه آبها روشن

 

از سنگ هراس نیست گلها را

 

از خاردلان  و سنگ اندازان

 

با این همه شمر و ابن سعد ، اما

 

نام تو کنار اربعین گل کرد

 

نام تو کنار کربلا روشن

 

کشتند تو را به جرم بی جرمی

 

نام تو چقدر گشت چرخاچرخ

 

نام تو چو نور در زمان چرخید

 

چون خورشیدی در آسمان چرخید

 

تو چرخ زدی

 

            برون شدی از خویش

 

بر نیزه سر تو بود 

 

                     یا خورشید؟

 

ای مثل تلاوت دعا پر نور

 

ای مثل تبسّم خدا روشن

 

از حرمله نمازخوان فریاد

 

از فتنه گر دروغ باف افسوس

 

یاران جمل سوار کوته بین

 

طلحه شده اند در مصاف افسوس!

 

در خانه ی عنکبوتی شیطان

 

مانند کلافه در کلاف افسوس!

 

بوزینه ی روزگار بازیگر

 

میرآخور فتنه اند این خواران

 

بی پرده شدند و بی نسب ... هیهات!

 

افتاده میان چاه شب ... هیهات!

 

ناچار مرید شب شدند اینان

 

یاران ابولهب شدند اینان

 

اما پسر بهار بودی تو

 

چون غیرت ذوالفقار بودی تو

 

راه تو چو راه مرتضی پر نور

 

نام تو چو نام مصطفی، روشن!


 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 13:17. - لينک ثابت


تقدیم به محضر حضرت ولی‌عصر:

فلک مقابل نامش ز شرم زانو زد

                                                          دلش برای مردم دنیا عجیب می‌سوزد

       خدا زمام جهان را به مادرش بخشید

                          عدو هم از سر کین میخ در به پهلو زد

چه جمعه‌ها که به امید دیدنش قلبم

                            درون خانه‌ی خود را گلاب و جارو زد

     ز خال دست راست آن سید خراسانی

                           به قلب شیعه امیدی جدید سوسو زد

میان راه حجاز و عراق چون جدش

                                 به انتظار قیام و قعود اردو زد

عزیز فاطمه بیش از هزار عاشوراست

                      که دیده بر اجابت "امّن یجیب" می‌دوزد...     

   


 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 14:3. - لينک ثابت



 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 14:3. - لينک ثابت


دلِ من خوش به همین رویاهاست...

و      عدالت  مُرده

                     ...در  تمام  دنیا

و      تو  ناظر  به  همه  احوالها

و      تو  قادر  به  عدالت ورزی  

و      تو  حامی  دلِ  مظلومان ؛

                                    دلِ   ما   مظلومان

                                    دلِ   ما  تنگ  تو  است

                                    دلِ   ما  غمگین  است

                                    دلِ   تو  غمگینتر...

                                                        دیشب   اما  دلِ  من  تسکین  یافت

                                                                چون  که  در  عالم رویا ؛

                                                                منِ  پر  عذر  و  گناه ؛

                                                                میزبان   تو  شدم

                                                       وعده  دادی  که  بیایی  بعد  این  عاشورا

                                  دلِ  من  خوش  به  همین  رویاهاست...


                                                                                      فهیمه   اسلامی 

                                   


 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 11:33. - لينک ثابت


فرض كن حضرت مهدي (عج) به تو ظاهر گردد

ظاهرت هست چنانيكه خجالت نكشي؟

باطنت هست پسنديده ي صاحب نظري؟

خانه ات لايق او هست كه مهمان گردد؟

لقمه ات در خور او هست كه نزدش ببري؟

پول بي شبهه و سالم ز همه داراييت

داري آنقدر كه يك هديه برايش بخري؟

حاضري گوشي همراه تو را چك بكند

با چنين شرط كه در حافظه دستي نبري؟

واقفي بر عمل خويش تو بيش از دگران


مي توان گفت تو را شيعه اثني عشري؟


 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 15:1. - لينک ثابت


"گذری از نمایشگاه مطبوعات"

سلام!

دوشنبه عصر برای بازدید نمایشگاه مطبوعات رفته بودم . مثل هر سال فضای سالن خوب بود اما فضای دلها ؛ نه مثل هر سال!!

غرفه یکی از روزنامه ها مجهز به بلندگو بود و همین باعث شده بود افراد زیادی از بازدیدکننده ها به سمتش کشیده شن . وقتی رسیدم واعظ آشتیانی مهمانشون بود و بحث فوتبال بین بازدیدکننده ها داغ ! اما بعد از این بحث فوتبالی این غرفه خیلی داغتر شد ، اینبار با یک بحث سیاسی ! یکی از مقامات سیاسی توی این غرفه "نشست پرسش و پاسخ" گذاشته بود . پرسش بود اما فرصتی برای پاسخ نه ! این بخش توسط مجری اینطور شروع شد : "لطفا با توجه به تجربه چند شب گذشته و برای احترام به حقوق همه عزیزان پرسشها کتبا مطرح شه" که با توجه به ازدیام جمعیت منطقی به نظر میومد . اما یکی از حضار بلندگو رو به دست گرفت و درخواست کرد به عنوان نماینده مردم شفاها صحبت کند ؛ که حاصل این اتفاق تا آخر نشست چیزی نبود جز بی نظمی و همهمه ! چون هر کس زورش بیشتر بود و شانس دست گرفتن بلندگو بهش دست میداد نماینده مردم(!) میشد !

اولین نماینده مردم(!) نماینده مردم نبود ! تو غرفه یکی از سایت های خبری دیده بودمش . البته غرفه دارها هم جزئی از مردمن !... بگذریم ! با آب و تاب فراوان و البته گاهی به دور از ادب شروع به صحبت کرد و وقتی نوبت به جواب رسید به همراه دوستانش شروع کرد به جوسازی اون هم از نوع التهابی ! فقط سوال بود و سوال ! نه فرصتی به اون مسئول داده میشد دفاع کنه و نه رخصتی به مردم هوادار اون مسئول ! چراکه اگر کسی به دفاع از دولت لب از لب باز می کرد از طرف اون ،قشر غرفه دار مردم(!)، به عنوان نیروی روزنامه میزبان خطاب میشد و حق اظهارنظر ازش گرفته می شد . من که دیدم بحث اصلا منصفانه نیست از خیل جمعیت خودمو کنار کشیدم و گوشه ای از همون غرفه با یک هموطن عزیزم البته مخالف نظرم به بحث نشستم . و تازه فهمیدم چقدر به ظهور نزدیک شده ایم و خبر نداریم . در فتنه 88 وقتی آقای پناهیان از اختلاط حق و باطل در آخر الزمان میگفت با خودم گفتم چه اختلاطی بالاتر از پنهان شدن سیاهی باطل پشت سبزی حق !؟ اما نه! ثابت شد شناخت حق از باطل سختتر از اون دوره هم میشه ! توی این غرفه ظاهر افراد یکدست بود اما باطن...!!! اما کدام حق بود ؟! حق برای من یعنی علی و فرزندان علی ! حق موعود خاندان علی است و در عصر غیبت ، نایب او ! پس باید دید "او" چه میگوید !

بحث در این غرفه درباره جریان انحرافی بود ! "او" میگوید انحرافی از مسیر انقلاب رخ نداده و ولایتمدارانی(!) میگویند داده !!! "او" میگوید این بحث فرعی است و مسائل مهمتری وجود دارد وولایتمدارانی(!) میگویند این بحث اصلی است و جهاد علمی،اقتصادی،سازندگی و...فرعیست !!!

در بحث چندین و چند بار شنیدم :"آقا در محافل عمومی اظهارنظر نمیکنند و در محافل خصوصی نظر دیگری دارند!" هر بار در ذهنم معنی "خصوصی" و "عمومی" رو واکاوی میکردم ! "عموم" مردم از محافل "خصوصی" خبر دارند!!؟... نه! گروهی از عموم مردم ولایتمدار نیستند ، شایعه مدارند!

جلسه پرسش و پرسش(!) ادامه پیدا کرد تا خاموش شدن چراغهای مصلی . در راه بازگشت اون مقام مسئول عده ای از هوادارانش که رخصت صحبت پیدا نکرده بودند با شعار "... دوست داریم!"همراهی اش کردند و وقتی از جلو غرفه یکی از سایتهای خبری مخالفشون رد میشدند شروع کردند به هو کردن . چند نفر هم از غرفه مخالف بیرون اومدنو در جواب هو هو کردند !!! قضیه تمام شد اما چند دقیقه بعد متوجه شدم اون سایت خبری مخالف که پیش از این اعتباری برایش قائل بودم به شکلی خبر زده که آمار مخالفان و موافقان عکس چیزی که دیده بودم عنوان شده ! از دو حال خارج نیست : یا من که پشت سیل جمعیت کاملا اتفاقات رو رصد میکردم بیخبرم یا من اشتباه میکردم که برای آن سایت خبری اعتبار قائل بودم !

بگذریم ! این پست رو به دلیل دیگری گذاشته ام و همه اینها مقدمه بود ! در حیاط مصلی آقایی از کنارم رد شد و جمله ای گفت که واقعا برایم تاثیر گذار بود : "ما خوشحال میشیم اینها به جون هم بیفتن"

تلنگر بزرگی بود "اینها" یعنی من و توِ مذهبی ، من و توِ ولایی ! کی از به جون هم افتادن من و تو خوشحال میشه ؟ اصلا کجا داریم میریم ؟! هدف چیه ؟! راستی اسم امسال چی بود ؟! "مبارزه با جریان انحرافی" ؟ یا "دفاع از جریان انحرافی" ؟ یا "جهاد اقتصادی"؟!!

صحبتم رو با یاد بیانات حضرت آقا بعد از حکم عزل آقای مشایی به پایان میبرم . بعد از خوندنش چند لحظه فکر کنید . ممنون !

« من مى‏بينم تو همين قضاياى سه چهار روز اخير باز بعضى‏ها هى ميخواهند اختلافها و شكافها را بيشتر كنند؛ نه، نبايد اختلاف به وجود بيايد؛ همه با هم برادرند، همه با هم همكارى بايد بكنند؛ همه بايد براى ساختن كشور به يكديگر كمك بكنند. به كسى نبايد بيهوده تهمت زد؛ كسى را نبايد به خاطر يك امر، از همه‏ى آن چيزهائى كه صلاحيت محسوب ميشود، انسان او را نفى بكند. با انصاف بايد بود؛ با انصاف بايد عمل كرد؛ با انصاف بايد حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان ميگويد: «و لا يجرمنّكم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛(7) اگر با كسى دشمنيد، اين دشمنى موجب نشود كه نسبت به او بى‏انصافى كنيد، بى‏عدالتى كنيد؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن كه دشمن هم نيست. بى‏عدالتى‏ها را همه كنار بگذارند؛ بى‏انصافى‏ها را همه كنار بگذارند؛ همه در زير پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بكنند. در كنار هم باشند، اختلاف سليقه هم باشد. چه اشكال دارد؟ هميشه اختلاف سليقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى كه اين اختلاف سليقه‏ها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، كار خراب ميشود. هواى نفس را بايد خيلى ملاحظه كرد. به خودمان در فريب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشيم. نگاه كنيم ببينيم كجا نفس است و هوى‏هاى نفسانى ماست؛ كجا نه، واقعاً احساس تكليف است؛ و در احساس تكليف هم دقت بكنيم كه قدم از دايره‏ى تكليف آنطرف‏تر نبايد گذاشت؛ زياده‏روى نبايد كرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى كه تا امروز به فضل الهى، به حول و قوه‏ى الهى، لطف الهى با ملت ايران بوده است؛ بعد از اين هم ان‏شاءاللَّه خواهد بود..»


 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 21:4. - لينک ثابت


<<شعری از حضرت آقا ، امام خامنه ای>>

از سر جان  بهر  پیوند کسان برخاستم

چون الف در وصل دلها از میان بر خاستم


واژگون  هر چند جام روزیم چون لاله بود

از کنار خوان قسمت  شادمان برخاستم



بزم هستی  را  فرض مهر فروزان تو بود

همچو شبنم چهره چون کردی عیان برخاستم


همچو  بلبل  با  گران  جانان  ندارم الفتی

طوطیان چون لب گشودند از میان برخاستم



از  لگد  کوب   حواث  عمر   دیگر   یافتم

چون  غبار  از زیر پای کاروان برخاستم



طاقت دم سردی  دوران ندارم همچو گل

دربهار افکنده رخت ودر خزان بر خاستم



آزمودم  عیش  راحت  را  به کنج  دام  تو

از سر جولانگه  کون ومکان بر خاستم



صحبت شوریده حالان مایه شوریدگی است

با (امین) هرگه نشستم  بی امان برخاستم


 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 21:12. - لينک ثابت


آخرين وصيت نفر اول كنكور تجربي

       


احمدرضا احدي به تاريخ آبان سال 1345 در اهواز متولد شد . همزمان با آغاز جنگ تحميلي ، به عنوان مهاجر جنگي همراه خانواده به ملاير بازگشت و در رشته ي علوم تجربي در دبيرستان دكتر شريعتي به ادامه ي تحصيل پرداخت ، تا آن كه در سال 63 موفق به كسب ديپلم گرديد. در سال 64 در كنكور سراسري تجربي رتبه اول را كسب كرده و در رشته ي پزشكي در دانشگاه شهيد بهشتي تهران پذيرفته شد و در آن جا به ادامه ي تحصيل پرداخت.

وي نخستين بار در سال 61 به جبهه رفت و در عمليات رمضان شركت كرد و در همين عمليات مجروح شد.احمد رضا احدي سر انجام در شب دوازدهم بهمن ماه سال 65 به شهادت رسيد و پس از پانزده روز كه پيكر آن شهيد ميهمان آفتاب بود به شهرستان ملاير بازگردانيده شد و در آرامگاه عاشوراي ملاير به خاك سپرده شد.

متن تنها وصيت نامه به جا مانده از شهيد احمدرضا احدي به اين شرح است

بسم الله الرحمن الرحيم

فقط :نگذاريد حرف امام به زمين بماند همين

حدود يك ماه روزه قرض دارم تا برايم بگيريد و برايم از همگي حلالي بخواهيد

والسلام

كوچكترين سرباز امام زمان (عج

احمدرضا احدي


 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 20:40. - لينک ثابت



 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 17:46. - لينک ثابت


به کجا چنین شتابان!؟ "ویژه نامه خاتون"

                              

به کجا چنین شتابان؟! شما دوست مذهبی من! شما دوست تحصیل کرده من! چرا تو بازی سیاست کاری میکنی که از یه آدم مذهبی تحصیل کرده انتظار نمیره! چرا بی علم حرف میزنی؟ چرا بی علم قضاوت میکنی؟چرا این چراها رو از خودت نمیپرسی؟!

چندتا سایت خبری قبلا برادریشون رو ثابت کردن اما این دلیل نمیشه هر حرفی که زدن من نوعی ، بی هیچ چون و چرا و هیچ تحقیقی ، ازشون اطاعت کنم! ای کاش به خودمون بیایم! ای کاش هر اتفاقی که مارک "جریان انحرافی" روش خورد بدون بررسی جنایت ندونیم! اصلا این جریان انحرافی داستانش چیه!؟ میدونم شاید بعضی از شما دوستان بعد از خوندن این پست من رو هم منحرف بدونید و هر چه سریعتر ننگ اسم وبلاگ "لبیک یا خامنه ای" رو از لینکاتون حذف کنید! اما حرفهایی رو باید زد!

نمیدونم کلمه "جریان انحرافی" اول بار از جبهه دوست بیرون اومد یا از جبهه دشمن ، اما میدونم مانور روی این موضوع منافعش برای دشمن بیشتر از دوسته! برای من فقط و فقط فرمایشات رهبرم میزان و ملاکه. و تا جاییکه میدونم حضرت امام خامنه ای دولت رو هنوزم قبول دارن و فقط میفرمایند که انتقاداتی بر دولت وارده! من این رو میدونم که آقا تاکید دارن که هیچ انحرافی در مسیر انقلاب وارد نشده! اما این میون گروهی از دوستان افراطی بی توجه به فرمایشات آقا درگیر بازی ای شدند که از نظر من فقط یه بازی انتخاباتیه پیش از موعده!

ویژه نامه "خاتون" از اون دسته اتفاقاتی بود که ناجوانمردانه مارک جریان انحرافی روش زده شد. ویژه نامه ای کاملا کارشناسانه و دینی که با سیل عظیمی از مخالفان روبه رو شد. مخالفانی که اکثر قریب به اتفاقشون حتی یک بارم این نشریه رو ورق نزدند و مخالفتشون فقط از یه تقلید کورکورانه از چند سایت خبری نشات میگیره! من این ویژه نامه رو بارها زیرورو کردم و هر بار با عناد بیشتر ، اما کوچکترین مطلبی با مضمون توهین به اسلام و حجاب پیدا نکردم! ویژه نامه ای کاملا حرفه ای،کارشناسانه و دینی با مباحثی پیرامون سخنان بزرگان درباره حجاب،تاریخچه حجاب،خاطرات بانوانی که با حجاب شده اند،موفقیت های بانوان ایرانی باحجاب وهزاران مطلب مفید دیگه! این ویژه نامه فقط میتونه ابزار مفیدی برای تبلیغ حجاب باشه! توهین به حجاب تهمتی بس نارواست به دست اندر کاران این مجموعه که هرچند اسمشون رو جز افرادی انحرافی میدونیم حرفشون تو این نشریه کاملا در مسیر اسلام و ارزشهای اسلامیه!

این نشریه رو بارها خوندم و به خوندن خودم اکتفا نکردم. گفتم سرچ کنم نظر بقیه رو بدونم شاید به نکاتی رسیده باشن که من متوجه نشدم! اما بعد از خوندن نظرات متوجه بی انصافی های مغرضانه و البته بی رحمانه ای شدم که از یه فرد مسلمون تو این ماه مبارک باهر قصد و غرضی انتظار نمیرفت! بیشترین موضوعی که توسط مخالفین "خاتون" مانور داده میشه مصاحبه با آقای کلهره که حتی اگر کاملا نادرست بوده باشه باتوجه به مطالبی که در 255 صفحه دیگه نشریه مطرح شده مشخص میشه که مطلب آقای کلهر صرفا نظر شخصیه خودشه و نه لزوما همه دست اندر کاران روزنامه! و اما حرف آقای کلهر که به توهین به چادر معروف شد!!! آقای کلهر به هیچ عنوان چادر رو مورد بحث قرار نداده و صرفا رنگ چادر رو نقد کرده و معتقده که رنگ مشکی با فلسفه حجاب که کم کردن جاذبه بانوانه مغایرت داره و یک رنگ جذابه! این نظر شخصیه ایشونو که البته تاکید میکنم چادر رو نقد نکردن! برای مملکت ما زیبنده نیست که به قدری آزادی بیان وجود نداشته باشه که یک فرد بتونه درمورد یک رنگ اظهار نظر کنه!

در پایان برخلاف دوستانی که با هر قصد ونیتی آرزوی بسته شدن این روزنامه رو دارن امیدوارم آثار ارزشی قوی ای همچون "خاتون" روز به روز بیشتر بشه تا با روشنگری فلسفه حجاب و ترغیب جوانان به این مقوله پاک و مقدس که تنها هدف نشریه خاتون بوده شاهد رونق هر چه بیشتر بازار حجاب در جامعه بشیم!




  • پیشنهاد میکنم به وبلاگ دکتر وحید یامین پور هم مراجعه کنید!http://kistiema.blogfa.com


 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 17:30. - لينک ثابت


شما هميشه ز ما ياد ميكني

ما کم سعادتیم که خدمت نمی رسیم

نه! بی لیاقتیم که خدمت نمی رسیم

ما کم اراده های به ظاهر خداپرست

در بند عادتیم که خدمت نمی رسیم

محتاج ما ، كريم شما ، پس تصدقي...

درگير حاجتيم كه خدمت نمي رسيم

ما فكر مي كنيم كه فرصت هميشه هست

غرق حماقتيم كه خدمت نمي رسيم

آقا شما هميشه ز ما ياد ميكني

ما كم سعادتيم كه خدمت نمي رسيم


 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 16:2. - لينک ثابت


بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند:"هر یوسفی که یوسف زهرا(س)نمی شود"

ای بهار آفرینش، ای یادگار اهل کسا، یا مهدی!
سوگند به سپیده ی رویت،
به طلوع دیده ات،
به مژگان سیاهت،
به محراب ابروی مهسایت،
به غنچه ی لبهایت،
به قامت رعنایت،
به شهد کلامت
و سوگند به قنوت و رکوع و سجود زیبایت،
ما بی شکیب تیغه ی ذوالفقار توییم ای امیر ظهور و قیام!
ما «لثار» حسینیم و دل به راه تو نثار کرده ایم.
ای تکسوار سمند سعادت،
ای تنها ترین شمشاد شرافت!
در کدامین نخلستان هستی با دلدار خود به راز و نیاز نشسته ای؟
در کدامین چاه سر فرو برده و راز دل می گشایی؟
کاش می دانستیم بیت الاحزانت را کجا برپا کرده ای؟
ای یوسف فاطمه!
ای یار سفر کرده!
هزاران هزار دیده در فراق تو یعقوب وار خون می گریند و فقط با تماشای قامت تو بینا می شوند.
ما در کنار دروازه ی دل هایمان، شاخه گل های ارادت به دست گرفته و هر آدینه منتظریم که چونان رسول اعظم(ص) که از مکه به مدینة النبی هجرت کرد، از مکه طلوع کنی و به مدینة المهدی دل ها پا گذاری.
«روی بنما و وجود خودم از یاد ببر
خرمن سوختگان را همه گو باد ببر
ما که دادیم دل و دیده به توفان بلا
گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر
سینه گو شعله ی آتشکده ی پارس بکش
دیده گو آب رخ دجله ی بغداد ببر»
کاش لحظه ای در ضیافت نگاهت به زیارت خدا مشرف می شدیم و در صحن چشم سیاهت به پابوس خورشید عشق می آمدیم.
کاش، آنی در آسمان سیمای زیبایت به تماشای بدر دیده و هلال ابرویت می نشستیم و رنج روزگار هجران به اشک اشتیاق، می زدودیم.
یا صاحب الزمان! جوانان برای خرسندی ات جان در دایره ی شهادت گذاشتند و مردان مان موی در ساحت انتظار، سپید کردند و پیران مان بی تاب لحظه ی دیدارت از سرای دنیا کوچیدند؛
و دریغا که نیامدی یا مهدی!
می دانیم که خود، حجاب لقای مولاییم و دل از غیر برنتابیده و به یگانگی نمی اندیشیم؛
ولی سوگند به حقیقت انتظار، که در کنار خُم عشقت به صبوری ایستاده ایم.
ملامت اغیار و بیگانه پرستان، توان و تاب ما نخواهد ربود اگرچه دل از طعن بد اندیش، می سوزد.
در هنگامه ی غیبت که از دیده های بی سویمان پنهانی، دردهای ناگفته، توان گفتن؛ چه آن گاه که آیی و رخ به جلوه آرایی، ظهور تو درمان درد دیرین و مرهم زخم زمان فراق خواهد شد.
سریر عدل و عطوفت ارض در انتظار اجلال جلوس موعود منتظران است و هستی، نام غریب زمین و آشنای آسمان را با نای نیاز، زمزمه می کند.
هنوز زخم مدینه و جراحت جاوید نینوا بر سینه ی دلسوختگان، باقی است.
هنوز آوای هل من معین حسین از ورای آفاق به سوی انفس عاشقان، جاری است. هنوز بیت الاحزان ام ابیها در مدینه ی دل ها برپاست.
سحاب سیاه ستم بر مقیمان خاک، بی محابا می بارد و سردی دی، فراگیر ستیغ حادثه هاست.
اندوهی گران بر گرده ی گیتی نشسته است و جائران بر توسن سلطه به جفا دیدگان می تازند و طعم تلخ استکبار بر کام وارثان زمین، ریزان است.

«السلام علیک یا ایها العلم المنصوب!»
سلام بر تو ای پرچم افراشته ی هدایت. سلام بر آن هنگام که قیام تو آغاز شود؛ و آن زمان که از پرده ی غیبت به درآیی.
سلام بر شامگاهان و صبحگاهان حضورت.
شکرا که بارانی از سپیده بر دشت خشک انتظار بارید و شعبان، مبدأ تاریخ عاشقان شد.
نهر اشک شیعه از حرا تا سامرا پیمود و عندلیب عشق در سراپرده ی گل، شعفناکی آغازید.
همتای رسول یار می آید.
یوسف اعصار امید با صد کرشمه بر محمل ارادت کنعانیان نشیند و ایوب شکیبایی و یعقوب انتظار از بحر حسرت به ساحل وصال رسیده و همپای هزاران شقایق اشتیاق به زیارت نور دیدگان نایل می شود.
سلام صنوبران صفا و سروهای سرور و سپیدارهای سعادت بر امیر قیام و سالار ظهور.
السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
ای لثار حسین!
تو پاسخ «ربّ ارنی»ی موسایی.
نهضت آسمانی ات نیز پاسخ «کیف تحیی الموتی»ی ابراهیم است.
قیام قیامت آسایت رساترین لبیک به آوای «هل من ناصر» سیدالشهداست.
کاش آن زمان که بر درب سرای سترگ ولایت، آتش افکندند، بودی و بر زخم های مهتاب نیلی شیعه، مرهم می نهادی.
ای کاش در نینوا بودی و علمدار عرصه ی عشق می شدی.
اینک بی تو در بهتی عظیم در لهیب فراق می سوزیم.
دل های سیاهمان حجاب دیدار با موعود منتظران است و چه اندیشیم که جز لقای تو سیاهی نزداید و نورانی نکند.
باز آی و بی قراری دل و بی شکیبی دیده ی ما به شهد وصل، شفابخش و عطر کرامت خویش بر عرصه ی اهل نیاز، گستر.
کجا نشان تو جوییم ای مهر فروزنده ی هدایت و نصر!
با که گوییم حدیث تلخ هجران و انتظار؟
شکایت فرقت یار به آفریدگار بریم که او دانای اندوه درون ماست.
ای آخرین عشوه ی عرش،
ای اولین امیر غایب از نظر!
مولای من، یوسف فاطمه!
بر ما مپسند که با تیر ملامت، هلاک مان کنند.
عمری است جبین بر خاک کویت ساییده ایم و حق را در محراب ولایت تو به پرستش نشسته ایم.
یا ابا صالح المهدی، یا حجت الله علی خلقه!
قیام روح خدا خمینی کبیر، سراج انقلاب اسلامی ما افروخت تا روشنای راهی باشد که فراروی مستضعفان برای نیل به نور نهضت نورآگین توست.
لوای انقلاب، اینک به دست طلایه دار ایثار و حماسه، زعیم منتظران ولی عصر و صاحب نصر، رونق باغ ولایت، خامنه ای عزیز است که عاشقانه، عرصه ی عشق و انتظار را علمداری کند. عمر عاری از گزند و مشحون از عزت او را از تو می خواهیم ای امام مهربان و شکیبا! عمری به بلندای آفتاب و سطوت کوهساران!


 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 15:45. - لينک ثابت


پستی متفاوت:(علمی و غیر سیاسی)"اسلام مظلوم من! روا نیست روازاده ها با تو چنین کنند!"

اسلام!تو کاملترین دینی که همیشه بخاطر داشتن نعمتی چون تو شاکر بودم و هستم! دینی پاسخگوی تمام نیازهای انسانی! با کتابی محکم که هر مکتب و گرایش و علمی در مقابلش ناتوان است! برای من دانشجو توجیحات علمی تو ،قرآن عزیز، همیشه جالب توجه بوده. علم دیروز و امروز و فردا! برایم جالب بوده که میشنیدم فلان دانشمند غیر مسلمان با نگاهی عمیق به آیه ای از آیاتت به فلان کشف بزرگ رسید! برایم جالب بوده وقتی میشنیدم فلان قضیه علمی ثابت شده را تو سالیان قبل اثبات کردی!

و امروز مسایلی میشنوم که اصلا برایم جالب نیست!مسایلی میشنوم به نام تو و خلاف تو!تا به امروز علم در راستای تو بود!اما امروز شخصی تو را در مقابل علم قرار داده و دم از تو میزند! البته علم تغییر پذیر است و حرف تو بر حرف علم ارجح! اما چه چیز باعث میشود اساس علم با تو مخالف باشد نه جزییات! نه...نمیپذیرم! میخواهند تو را خراب کنند! میخواهند به اسلام افترا ببند که خلاف عقل است! دین خرافه است! افرادی با لباس یاران خودی! تو بر علم ارجحی اما زمانی که تفسیر درستی از تو شود! که والله اگر مفسر حقیقی تو ،امام معصوم، بفرماید آب مایه حیات نیست لب به آن نمیزنم! اما مفسر حقیقی کجا ومحقق جعلی کجا!؟

دکتر(!)روازاده!با ظاهری معقول و مذهبی! داعیه دار پرچم داری در طب سنتی و درحقیقت عامل منفور ساختن طب مقدس اسلامی در چشم دانشمندان و متخصصان! کسی که از اعتماد قلبی مردم به اسلام سوءاستفاده میکند و سلامت نسل حال و آینده ایرانیان مومن و مسلمان را به خطر می اندازد! از قلم افتاد:به اسم اسلام!

به این جمله دقت کنید:"چون ظاهرمذهبی ای داره و حرف از طب اسلامی میزنه حتما حرفش درسته! اسلام که به ضرر ما نیس! حالا متخصص جته که باشه، من که سلامت خودمو خونوادمو سپردم به حرفای اون!" این جمله رو میتونه آقای تهرانی راننده تاکسی،شهین خانم همسایه بغلی و خیلی های دیگه که در زمینه سلامت و پزشکی اطلاعات چندانی ندارن بگن! و اگر وضع به همین منوال پیش بره روزی میرسه که نژاد ایرانی تبدیل میشه به یک نژاد بیمار،نا کار آمد و نماد خرافه پرستی در جهان!

واما بررسی علمی برخی از جعلیات روازاده:

 الف- اصرار بر عدم مصرف مکمل های دوران بارداری

 یکی از بیماری هایی که در گذشته به وفور وجود داشت و هنوز شاید بتوان در موزه ها نمونه های آن را دید، نقص لوله عصبی در جنین هست. این مسئله در نتیجه کمبود، اسید فولیک بود که با اجرای برنامه های بهداشتی و استفاده از مکمل های لازم در دوران بارداری این بیماری بسیار بسیار کمتر شده است.و البته در کشور ها و گروه هایی که از این امکانات محروم هستند مثل کشور های شرقی هنوز این موارد دیده می شود. تصاویر دلخراش زیر مربوط به جنین های در معرض کمبود میباشد:

 

حال که در 30 سال اخیر ایران عزیز توانسته یکی از بهترین پیشرفت ها را از نظر کاهش میزان مرگ و میر جنین و مادر در دنیا داشته باشد و در این زمینه در منطقه جز بهترین ها باشد، حقیقتا این سوال مطرح هست که این اصرار بر خراب کردن فرهنگ بهداشتی کشور آن هم به اسم دین!! آیا فقط یک منفعت طلبی مادیست؟ یا شاید حقیقتا توطئه ای در کار هست...

ب- اصرار بر مصرف نمکی که با ید غنی نشده باشد.

قدیمی تر ها حتما زنانی با گردن های بزرگ شده را به یاد می آورند. حتی تا همین 10 سال پیش هم این موارد به وفور دیده می شد.

اما با برنامه غنی سازی نمک ها با ید، امروزه دیگر کمتر کسی این موارد ناشی از  کمبود ید را میبیند. در حالی که نمک ید دار، تفاوتی با نمک های قدیمی بجز وجود ید ندارد، باید سوال کرد که چرا افرادی اصرار بر مصرف نمک بدون ید دارند؟ آیا فقط برای جلب توجه از طریق ساز مخالف زدن است؟ آن هم در شرایطی که دنیا بمنظور اصلاح وضعیت تغذیه ای شدیدا در تلاش است مواد غذایی گوناگونی را مغذی تر سازد! کجای دین آمده اضافه کردن ید در نمک حرام است؟! مکروه است؟ بد است؟ اشکال ایجاد میکند؟... چرا اجازه میدهیم هر حرفی را تحت لوای اسلام بزنند و منفعت طلبی کنند؟

ج- واکسن نزنید!

هرچند که مضمون استفاده از بیماری برای درمان بیماری در احادیث اسلامی موجود است، سالها طول کشید تا بشر توانست کاری شبیه به این انجام دهد و با کمک واکسن (بیماری ضعیف شده) بر بیماری های بزرگ غلبه کند. با توجه به وجود یکی از زیباترین مفاهیم دارویی در روایات منطبق بر صحیح بودن عمل واکسیناسیون جا دارد عالمان حقیقی طب اسلامی و سنتی نیز بمنظور اعاده حیثیت از تفکر بزرگان اسلام و ابو علی سینا ها به خروش بیایند! فلج اطفال بیماری ایست که به فضل خدا و تدابیر علمی اندیشیده شده در ایران حذف شده است.اما با توجه به حذف این بیماری در ایران و اینکه در کشور های همسایه هنوز این بیماری وجود دارد. اگر حتی یک مورد از این بیماری در ایران مشاهده شود معادل اپیدمی بوده و همه در ایران در معرض خطر قرار میگیرند و علاوه بر این هزینه سنگینی برای اجرای دوباره واکسیناسیون مرحله قبلی بر کشور تحمیل می شود. سوال اینجاست که اصرار بر تحمیل بیماری حذف شده بر مردم واقعا برای کسب چند هزار میلیون یا میلیارد تومان بیشتر ارزش دارد؟! تمام مطالب ذکر شده در نقد مدعیان دورغین طب اسلامی و روازاده ها بوده و به هیچ وجه بمنظور زیر سوال بردن طب مقدس اسلامی نمیباشد! به این منظور در ادامه مطلب مناظره جالب امام صادق(ع) و پزشک هندی را بخوانید!بسیار جالب است!

  خداوند گمراهان را هدایت کند!


 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 0:0. - لينک ثابت


به دامان ولي دست تولا بزنيم

چرخ گردوون به فريب و به فسون مي گردد    عشق بر پاشنه آتش و خون مي گردد

دشمنان هجمه به فرهنگ و به دين آوردند        رهزنان در ره ما باز كمين آوردند

نكند غيرت و مردانگي از ما ببرند                     دين ما را به يكي وعده دنيا ببرند

نكند جبهه و پيكار فراموش كنيم                     نكند عزت و ايثار فراموش كنيم

نكند ياد شهيدان خود از ياد بريم                     نزد بيدادگران، ناله و فرياد بريم

نكند دست ز دامان ولي برداريم                      علم از دست علمدار ولي برداريم

نكند خانه نشين حيدر كرار شود                     بازهم فاطمه بين در و ديوار شود

نكند صلح حسن باز مكرر گردد                       با لب تشنه گل فاطمه پرپر گردد

آي مردم حذر از جور و جفايي ديگر                  آي مردم حذر از كربو بلايي ديگر

ترسم اينست ز راه شهدا برگرديم                   يا ز راه خلف روح خدا برگرديم

ترسم اينست افق در نظرم تيره شود        ترسم اينست عدو بر شرفم چيره شود

ترسم اينست عدو خرم و سرمست رود     شرف و غيرت و مردانگي از دست رود

ترسم اينست شغالان پي پيكارآيند               و زخون شهدا جمله طلبكار آيند

ترسم اينست كه دكان ريا باز شود          ترسم اين است كه جنگ جمل آغاز شود

آي مردم نكند ناله ز تاثير افتد                      فرج مهدي موعود به تاخير افتد

گر علي مظهر حق آمده ترديد چرا؟              ور كه باطل به فريب آمده تاييد چرا؟

نكند مردم دنيا زده تمجيد شوند                 و ابوذر صفتان رانده و تبعيد شوند

نكند نزد خداوند سر افكنده شويم              يا كه نزد علي و فاطمه شرمنده شويم

نكند فضل بدست امده بر باد رود                 بين ما و شهدا فاصله ايجاد شود

ننگمان باد كه يكباره ز ره برگرديم               سبب غربت و مظلومي رهبر گرديم

واي بر ما كه اگر واسطه ي ننگ شويم        با جفا و ستم كوفه هماهنگ شويم

ره ما راه حسين است خدا مي داند      عشق همراه حسين است خدا مي داند

سر ما مست حسين است خدا مي داند   دل ما دست حسين است خدا مي داند

چاره اينست كه امروز بسيجي بشويم       وارث خون شهيدان دوعيجي بشويم

چاره اينست قدم در ره مولا بزنيم              و به دامان ولي دست تولا بزنيم

     


 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 12:45. - لينک ثابت


امام خامنه، نائب امام زمان!؟

سوالچگونه است كه به رهبري در زمان ما نائب امام زمان گفته مي شود در جائي كه به فرموده خود حضرت ايشان 4 نائب بيشتر نداشته اند كه همگي از دنيا رفته اند؟

پاسخ :

جمله‌اي كه در روايات در اين مورد يافت مي‌شود و مي‌توان گفت كه امام زمان (عج) در توقيعي كه 6 روز قبل از وفات آخرين نائب خاصش، يعني (علي بن محمد سمري) صادر نمودند، بيان داشتيد:

بسم الله الرحمن الرحيم؛ يا علي بن محمد سمري اعظم الله اجر اخوانك فيك فانك ميّت ما بينك و بين ستة ايام فاجمع امرُك ولا توص الي احد يقوم مقامك بعد وفاتك فقد وقعت الغيبة الثانيه» بنام خداوند بخشند و مهربان؛ اي علي بن محمد سمري خداوند به برادران تو در مصيبت تو اجر عنايت كند و تو تا 6 روز ديگر از دنيا مي‌روي حساب و كتابت را مرتب كن و كسي را براي جانشيني خود معّرفي مكن زيرا غيبت دوّم (كبري) واقع شده است.[1]

در ادامه روايت فوق آمده است (الافمن ادعي المشاهده قبل خروج السفياني و الصيحة فهو كاذبٌ مفتر و لا حول و لا قوة الا بالله العلّي العظيم)؛ آگاه باشيد كه هر كس ادعاي مشاهده ولي عصر (عج) را قبل خروج سفياني و صيحة داشته باشد او دروغگوست و لاحول ولا قوة الا بالله العلي العظيم.

در روايت فوق با توجه به صدر روايت (به كسي وصيت نكن كه جانشين تو گردد) و ذيل روايت (هر كس ادعاي مشاهده ولي عصر (عج) را كند دروغگوست) معلوم مي‌شود كه ديگر نيابت خاصّه به اين صورت كه كسي به حضور امام شرفياب گردد و اوامر و نواهي را از محضر امام زمان (عج) دريافت نمايد وجود ندارد و هركس كه چنين ادعائي كند درغگو مي‌باشد، ولي در اين روايت به هيچ وجه اصل نيابت ولو به صورت نيابت عامه نفي نگرديده است، جداي از اين كه وقتي از امام زمان (عج) حوادثي كه در زمان غيبت كبري رخ مي‌دهد سؤال مي‌شود ايشان مي‌‌فرمايند؛ (و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجة الله عليهم)[2]، اما در حوادثي كه بعداً بوجود مي‌آيد در مورد آنها به راويان احاديث‌ ما رجوع كنيد زيرا آنها حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان مي‌باشم.

امام زمان (عج) در زمان غيبت خود نواب خاصه‌اي داشتند كه مردم به حضور آنها مي‌رسيدند و سؤالاتي طرح مي‌كردند و آنان نيز حضوراً به خدمت امام زمان (عج) مشرف مي‌شدند و جواب را دريافت مي‌نمودند و گاهي نيز او‌امر و نواهي را از آن حضرت به مردم مي‌رسانيدند، همچنانكه شيخ طوسي (ره) مي‌فرمايند؛ (توقيعات صاحب الامر ـ عليه‌السّلام ـ توسط عثمان بن سعيد و فرزندش محّمد به شيعيان و خواص پدرش مي‌رسيد، اين توقيعات شامل او‌امر و منهيات امام و پاسخ به مسائل شيعيان بود).[3]

اما پس از پايان دوره غيبت صغري و شروع غيبت كبري نيابت عامه فقهاء از امام زمان (عج) شروع شد كه اين نيابت با استناد به احاديثي هست كه باز منتسب به خود آن حضرت بوده و برخي از آنها به شرح ذيل مي باشند:

1. اما الحوادث الواقعه ... كه در قبل گذشت و دلالتي تام دارد بر رجوع بر نائبان عام امام زمان (عج) دارد.

2. عن الصادق ـ عليه‌السّلام ـ فاّما من كان من الفقهاء النفسه صائنا حافظاً لدينه مخالفاً علي هواه مطيعاً لامر مولاه فللعوام ان يقلّدوه و ... هر كدام از فقهاء كه از نفس خود حفاظت مي‌كند و محافظ دينش هست و مخالف هواي نفس خود عمل مي‌كند و اطاعت زائد امر مولا مي‌كند بر عوام است كه از وي تقليد كنند.[4]

حال به لحاظ اين‌كه بر مبناي نظريه ولايت فقيه كسي مي‌تواند عهده‌دار ولايت بر مسلمين گردد كه داراي شرائط علمي و فقهي و بينش صحيح سياسي و اجتماعي و عدالت و تقوي باشد و چنين فردي بر اساس روايات فوق از طرف امام زمان (عج) نصب عام گرديده و لذا مي‌توان وي را رهبر و نائب الامام معرفي نمود هر چند كه مستقيماً از سوي امام زمان تعيين نشده باشد اما در هر حال اطلاق نائب امام زمان بر او صحيح است و مراد از اسناد نائب امام زمان به حضرت امام خميني در زمان حياتشان يا مقام معظم رهبري در زمان حاضر به همين دليل است نه اينكه با اين اسناد بخواهند بر نائبان خاص آن حضرت اضافه نمايند.

-------------------------------------------------------------------------------

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:

1. پرسشها و پاسخها، استاد محمد تقي مصباح يزدي، موسسه آموزش پژوهشي امام خميني.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، قم، مؤسسه النشر الاسلامي الجماعة المدرسين، ج 2، ص 516.

[2] . همان، ج 2، ص 493.

[3] . تاريخ عصر غيبت، ص 289.

[4] . حر عاملي، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، ج 27، ص 131

--------------------------------------------------------------------------------


 

نوشته شده توسط حامی در ساعت 22:31. - لينک ثابت